تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

98

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

برقرار و رفت و آمد آغاز شد . « 1 » صبيهء علّامه طباطبائى ، همسر شهيد آيةاللَّه قدوسى ، مىگويد : ايشان اخلاق و رفتار محمّدى صلى الله عليه و آله داشتند . هرگز عصبانى نمىشدند و هيچ وقت صداى بلند ايشان را در حرف زدن نشنيديم . در عين اين ملايمت در خوى و خلق ، بسيار قاطع و استواربودند . حتى در اين سال‌هاى آخر كه بيمار بودند ، مراجعات را ردّ نمىكردند . يك بار كه به قم رفته بودم ، به من گفتند : صبح تا به حال 24 بار به در خانه رفته‌ام و مراجعات مردم را جواب داده‌ام . بسيار كم حرف بودند و پرحرفى را باعث كمى حافظه مىدانستند . . . . رفتارشان با مادرم بسيار احترام‌آميز و دوستانه بود . هميشه طورى رفتار مىكردند كه گويى مشتاق ديدار مادرم هستند . پدرم هميشه از گذشت و تحمل مادرم تمجيد مىكرد و مىگفت كه اين زن يازده سال و نيم در نجف تحمل هر سختى را كرده است . هشت بچه‌اش را پس از تولد از دست داده و دم نزده [ است ] و در همهء اين مدت من مشغول درس خواندن بودم و او تنها در خانه . در خانه اصلًا مايل نبودند كارهاى شخصىشان را كس ديگرى انجام دهد . بر سر آوردن رختخواب هميشه مسابقه بود . پدرم سعى مىكردند زودتر از همه اين كار را انجام دهند و مادرم هم سعى مىكرد پيش دستى كند . حتى اين اواخر كه بيمار بودند و من به خانه‌شان مىرفتم ، با آن حالت بيمارى براى ريختن چاى از جاى خود برمى خاستند و اگر من مىگفتم ! چرا به من نگفتيد كه برايتان چايى بياورم مىگفتند : نه ، تو مهمانى . سيّد هم هستى و من نبايد به تو دستور بدهم . وقتى مادرم مريض مىشد ، اصلًا اجازه نمىدادند از بستر بلند شود و كارى انجام دهد . مادر من حدود هفده سال پيش فوت كرده است . پيش از فوت حدود 27 روز در بستر بيمارى بود و در اين مدت پدرم از كنار بستر ايشان لحظه‌اى بلند نشدند . تمام كارهايشان راتعطيل كردند و به مراقبت از او پرداختند . بسيار وفادار و عاطفى بودند . تا سه چهار سال پس از فوت مادرم هرروز سر قبر او مىرفتند و بعد از آن هم كه فرصت كمترى داشتند ، به‌طور مرتب دو روز در

--> ( 1 ) . مجله مطالعات مديريت ، ش 1 ، ص 14 ، بهار 1370